چهارشنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۳ - 15 May 2024
 
۴
۴

زنگ خطر همسرکشی به صدا درآمد!

يکشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۹:۰۵
کد مطلب: 373459
زنگ خطر به صدا درآمده است. زمانی که حرف از همسرکشی به میان می‌آید دیگر موضوع درباره قتل زنان به دست مردان نیست و ماجرا متفاوت شده است. حالا معضل اصلی افزایش شوهرکشی در جامعه است. جنایاتی که با روشهایی خشن انجام می شود و در اغلب آنها پای مرد دیگری در میان است. زن با وعده ازدواج مردی را فریب داده و او را وادار به قتل شوهرش می کند. در پایان نیز در این پرونده ها دو مرد قربانی شده و زن دسیسه گر تنها به زندان محکوم می شود.
به گزارش جهان به نقل از مهر، همسركشي يكي از جرايم مهم و قابل‌توجه جوامع مختلف است كه كارشناسان همواره درباره علل بروز اين معضل و راه‌هاي پيشگيري و كاهش اين آسيب اجتماعي و تبعاتش كه امنيت روحي، رواني جامعه را خدشه‌دار مي‌كند هشدار مي‌دهند. تا سال ها قبل اگر در مورد همسرکشی بحث می شد موضوع قتل زنان به دست مردان بود اما طی سال های گذشته با رشد چشمگیر قتل مردان به دست زنان رو به رو بودیم. شوهرکشی در حال حاضر به یک معضل تبدیل شده و وقوع قتل به روش های خشن به دست زنان حکایت از عمق این فاجعه دارد.

نتايج يك تحقيق بيانگر آن است كه مردان بيشتر به دلايل ناموسي، حسادت شديد، سوءظن و يا تربيت در خانواده‌هاي پدرسالار مرتكب قتل همسر شده‌اند. زنان نيز به دليل ازدواج‌هاي تحميلي و زودهنگام، كم‌سوادي و ناآگاهي، ناتواني در طلاق، طولاني شدن رسيدگي به دادخواست و صدور حكم طلاق به درخواست زنان، ضعف مباني اخلاقي و انساني، خيانت به همسر به دليل ناتواني جنسي و موارد مشابه نقشه قتل همسر را كليد زده‌اند.

۸۵ درصد زنان متهم به قتل همسر نيز پس از دستگيري اعلام كرده‌اند كه قصد متاركه داشته‌اند اما به دلايل مختلف چاره‌اي جز كشتن شوهر نديده‌اند.همچنين زنان به ندرت، خود مرتكب قتل شده و بيشتر تحت تأثير وسوسه فرد ديگري كه اغلب مرد هستند به ارتكاب جنايت تشويق مي‌شوند. در برخي موارد نيز زنان، مرد غريبه‌اي را براي كشتن شوهر اجير مي‌كنند. پيش از اين تصور مي‌شد داشتن فرزند عامل بازدارنده‌اي در وقوع جرم است، در حالي كه واقعيت اين‌گونه نيست چرا كه ۹۹ درصد زنان و ۸۹ درصد مردان همسركش گفته‌اند كه هنگام ارتكاب جرم داراي فرزند يا در انتظار فرزند بوده‌اند.

۶۶ درصد زناني كه مرتكب قتل همسر شده يا در آن مشاركت يا معاونت داشته‌اند، اظهار كرده‌اند در دوران زندگي مشترك، بارها مشاجره و قهر و آ‌شتي داشته‌اند. اما ۸۵درصد زنان متهم به قتل همسر كه قصد متاركه داشته و به دلايلي از جمله مخالفت شوهر، والدين، وجود فرزندان و نياز مالي، شرايط زندگي را تحمل كرده و در نهايت صبر و تحملشان به سرآمده، اقدام به از بين بردن همسر خود كرده‌اند.

به گفته جرم‌شناسان به طور معمول زناني دست به قتل همسر مي‌زنند كه در كنار او احساس خوشبختي و رضايت نمي‌كنند. بنابراين در تداوم يك نارضايتي مزمن دست به جنايت زده يا دسيسه قتل مي‌چينند.

محمد صالح نیکبخت وکیل دادگستری در این خصوص می گوید: باید گفت تعداد پرونده های همسرکشی آنقدر زیاد شده که جامعه شناسان، روانشناسان و جرم شناسان همه در این موضوع اتفاق نظر دارند که یک عمل مجرمانه جدیدی در جامعه بروز یافته که نیاز به مقابله با آن وجود دارد.

او گفت: ازدواج های اجباری و مشکلات زنان برای طلاق از مهمترین دلایل شوهرکشی است. والدین باید قبل از موافقت با ازدواج دختران خود از رضایت وی اطمینان حاصل کنند و آنها را بنا به خواسته خود و به اجبار وادار به ازدواج نکنند.

پیش از این زنان برای قتل همسران خود از روش هایی مانند قتل در خواب و سم استفاده می کردند اما طی سالهای اخیر خشونت در پرونده های شوهرکشی افزایش یافته به طوری که شاهد قتل با ضربه های چاقو مثله کردن یا سوزاندن جسد مقتول هستیم.

دکتر مجید ابهری رفتارشناس می گوید ۹۵ درصد زنان شوهرکش با نقشه قبلی شوهران خود را به قتل می رسانند که این آمار تکان دهنده است. در تهران نسبت زنان زندانی متهم به همسر کشی به کل زندانیان آمار بالایی است که در این خصوص باید اقدامات موثری صورت گیرد.

همچنین نتایج یک تحقیق علمی نشان می دهد ۶۷ درصد مردان که قربانی شوهر کشی می شوند به علت خیانت همسرانشان و از سوی مرد بیگانه به قتل می رسند و تنها در ۳۳ درصد پرونده های همسرکشی زنان خود دست به قتل شوهرانشان می زنند.

بررسی پرونده های همسرکشی نشان می دهد بسیاری از این زنان ناتوانی در جدایی از همسر را علت اصلی می دانند و در یک رابطه نامشروع با وعده ازدواج بعد از مرگ همسر مرد دیگری را به این کار وادار می کنند. رسیدن به مرحله ای که جنایتی چون شوهرکشی رقم می خورد نیاز به بررسی روانشناسان و جامعه شناسان دارد اما عدم آگاهی به قوانین در جامعه به خصوص ناآگاهی زنان از حقوق قانونی خود نقش مهمی در تصمیم آنها برای قتل شوهران دارد.
نام شما

آدرس ايميل شما
برای ارتقای فرهنگ نقد و انتقاد و کمک به پیشرفت فرهنگ و اخلاق جامعه، تلاش کنیم به جای توهین و تمسخر دیگران، نظرات و استدلال هایمان را در رد یا قبول مطالب عنوان کنیم.
نظر شما *


به کجا میرود این آشفته بازار؟
Iran, Islamic Republic of
همیشه پای یک زن در میان است
تحليل يك روانشانس
يك علت عمده آن اين است كه رفتاري كه با زن و كودكان شوهر و پدر مرده مي شود خيلي بهتر از رفتار و انگي است كه با زنان مطلقه و يافرزندان آنها مي شود . پتك فرزند طلاق به گونه اي است كه گويا آنان فرزندان خلاف و يا مجرمان جامعه هستند ، به گونه اي كه بسياري از آنان سعي مي كنند هرگز از مشكل خود حرفي نزده و آن را مخفي نگه دارند در حاليكه زن شوهر مرده و يا بچه يتيم اينچنين نيست و حتي حرمت فراواني نيز دارند .آيا اينان بدتر از يتيم نيستند؟؟؟؟؟
آفرین به شما منم قبلا یه نظر برای جهان فرستادم درباره همین مساله که معمولا زنی که شوهرش فوت کرده براش دلسوزی میشه ولی زنی که از شوهرش جدا شده حتی اگه بچه های خوبی بار بیاره بچه هایی تحصیلکرده و باحیا و نجیب هم به خودش و هم به بچه اش به یه چشم خیلی بد نگاه میکنن و نه تنها کمکشون نمیکنن که بعضیا سعی میکنن زیر پاشونم خالی کنن من خودم دختر خوبی رو می شناسم که پدر مادرش از هم جدا شدن پدرش خیلی بی مسئولیت بود مادرش به تنهایی بزرگش کرد دختر خیلی نجیبی درس خونده و فارغ التحصیل دانشگاه و کلا دختر خوبی ولی تو جامعه ما به همه بچه های طلاق انگ میزنن درصورتیکه اونا یتیم تر از یتیمن اگه کمکشون نمی کنیم دیگه حداقل زیر پاشونم خالی نکنیم